مجله اینترنتی ایرانه روز - سرگرمی و آموزشی

posts

tags

مطالب تصادفی مرتبط
1 2 ... 5 6 7 8 9 ... 11 12
خدایا با من حرف بزن
خدایا با من حرف بزن
مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید . و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین اف …
1389-11-18 - 17:16
داستان زندگي زني كه مواد مي‌فروخت
داستان زندگي زني كه مواد مي‌فروخت
بازگشت از تاريكي هيچ آدمي نيست كه در زندگي‌اش مشكلي نداشته باشد. من هم مثل بقيه.اين را «كامليا ـ ن» مي‌گويد و ادامه مي‌دهد: فقط بايد باور كني هر مشكلي را با تحمل مي‌شود حل كرد البته بايد از راه منطقي …
1389-11-17 - 11:14
بعضی شوخی ها اصلاً خنده دار نیستند!
بعضی شوخی ها اصلاً خنده دار نیستند!
بعضی شوخی ها خنده دار نیستندبعضی شوخی ها اصلاً خنده دار نیستند! روزی روزگاری نزدیک روستایی استخر بسیار بزرگی بود که داخل آن پر از قورباغه های بزرگ و کوچک بود. هر روز غروب بچه ها نزدیک این استخر مشغول …
1389-11-17 - 11:12
خاطرات یک جراح از بیماران دوجنسی
خاطرات یک جراح از بیماران دوجنسی
کتاب «برزخ تن» در واقع خاطرات یک جراح از بیماران دوجنسی است که چگونه بعد از جراحی سلامتی روحی و روانی خود را بازیافته‌اند و چگونه با روحیه‌ای سالم در اجتماع و خانواده ابراز وجود می‌کنند. به گزارش خبرآ …
1389-11-17 - 11:03
وقتی موبایل آقا موشه زنگ خورد
وقتی موبایل آقا موشه زنگ خورد
آقا موشه از صبح زود به آرایشگاه رفته بود تا کمی سبیل هایش را کوتاه کند. آخر می خواست در جشن فارغ التحصیلی اش از مدرسه، شیک و مرتب باشد. تازه کارش تمام شده بود که موبایلش زنگ زد. همسایه اش پروانه خانم …
1389-11-17 - 10:59
راننده امانت‌دار
راننده امانت‌دار
زيبا امانتداري، ويژگي مرد جواني است كه به عنوان شخصيت مثبت اين هفته انتخاب شده است. او يك راننده تاكسي است كه با وجود مشكلات مختلف وقتي كيفي پر از پول را پيدا كرد براي تصاحب آن وسوسه نشد و رسم امانتدا …
1389-11-17 - 10:57
مداد ‌‌من
مداد ‌‌من
علي سخت مشغول جويدن ته مدادش بود كه ناگهان صداي ناله‌اي شنيد. مداد را از دهانش بيرون آورد وبه دور و برش نگاه كرد، اما نفهميد اين ناله از كجاست. دوباره گاز محكمي به مداد زد و اينبار صداي بلندتري شنيد. …
1389-11-17 - 10:50
راز زوج خوشبخت در سالگرد ازدواج
راز زوج خوشبخت در سالگرد ازدواج
طنز كوتاه روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های مح …
1389-11-17 - 10:49
شاهزاده و دختران
شاهزاده و دختران
حدود دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده ای تصميم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار …
1389-11-17 - 10:47
عجیب ترین کما(خواندنی)
عجیب ترین کما(خواندنی)
چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد. متوجه مي‌شويد در بيمارستان هستيد. پاها و دست‌هايتان را بررسي مي‌كنيد. خوشحال مي‌شويد كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستيد.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار مي‌دهيد. چند ثانيه …
1389-11-17 - 10:47
گناهان یک شهید 16 ساله!
گناهان یک شهید 16 ساله!
راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد: در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود/ راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می کنم چقد …
1389-11-17 - 10:46
عشق واقعی پیرمرد
عشق واقعی پیرمرد
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفت …
1389-11-17 - 10:34
1 2 ... 5 6 7 8 9 ... 11 12
پربازدیدترین مطالب روز
    پربازدیدترین مطالب هفته
    پربازدیدترین مطالب ماه
    پربازدیدترین مطالب سال
    rss Copyright © 2009 IraneRooz.Com, All Rights Reserved, Programmed And Designed By

    FaDesign.ir

    , Powered By Persian Fun Portal