- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
گل: روبهروی ما نشسته بود و نگاه نافذش گاهی بند دلمان را پاره میكرد. با اینكه اول كار چندان روی خوشی برای گفتوگو نشان نداد اما روی حرفش ایستاد و بعد از پایان تمرین غیرعلنی راه̴ …
گل:
روبهروی ما نشسته بود و نگاه نافذش گاهی بند دلمان را پاره میكرد. با اینكه اول كار چندان روی خوشی برای گفتوگو نشان نداد اما روی حرفش ایستاد و بعد از پایان تمرین غیرعلنی راهآهن به پرسشهای ما پاسخ گفت. در حین مصاحبه احساسات مختلفی وجودمان را پر كرد. بیشك مثل همیشه هالهای از اقتدار او را فرا گرفته و ما را مجذوب خود میكرد. بیشتر اوقات زیر سایه ابهت او بودیم و نگران از اینكه سوال بیهودهای بپرسیم. گاهی از رامنشدنهایش، غرق لذت و احترام میشدیم و گاهی هم زیر آوار نگاه از بالایش دستوپا میزدیم. روبهروی ما علی دایی نشسته و خورشید هم غروب كرده و حالا سه ساعتی میشود كه در كمپ باشگاه قدیمی راهآهن سوال آغازین را نوك زبانمان مزهمزه میكنیم. قرار است درباره پرسپولیس بحرانزده سوال نكنیم اما بحث ما از تیم ملی و اقتصاد فوتبال و مسائل دیگر به پرسپولیس هم میرسد. كمی بعد وقتی كه در تاریكی اول شب از نظرمان محو میشود، یاد تیم ملی میافتیم و اینكه چرا جای او همچنان در نوك حمله تیم ملی خالیست...
در روزهایی كه مدیران بالادست ورزش روی خوشی به اهالی ورزش نشان نمیدهند و فوتبال به دست اهالی فوتبال اداره نمیشود، چند روزی است كه به عنوان عضو هیات مدیره باشگاه راهآهن نیز انتخاب شدهاید. خود شما تا چه حد برای عضویت در هیات مدیره باشگاه تمایل داشتید؟
اساسا ماجرای عضویتم در هیات مدیره به خاطر فضای جدیدی بود كه پس از ورود بخش خصوصی به باشگاه شكل گرفته. با شناختی كه از مدیرعامل باشگاه داشتم و صحبتهایی كه در نشست با مالكان باشگاه مطرح شد، متوجه شدم كه دوستان نظرشان مثبت است و برخلاف خیلی از كسانی كه دائما شعار میدهند، اهل شعار نیستند. ما از روز اول هیچ كدام از مالكان باشگاه راهآهن را نه روی صفحات روزنامهها دیدیم و نه مصاحبههای آن چنانی از آنها شنیدیم. مالكان باشگاه كسانی هستند كه آمدهاند به ورزش ایران كمك كنند و به همین دلیل من هم قبول مسئولیت كردم. واقعیتش را بخواهید خودم دوست نداشتم این مسئولیت را بپذیرم اما وظیفهای بود كه به من محول شد و دیدم كه اینجوری خیلی بیشتر میتوانم به تیمم كمك كنم چون مستقیما با بچهها كار میكنم و در بطن كار هستم، كاستیها را درك میكنم و به عنوان عضو هیات مدیره میتوانم به اطلاع دیگر اعضای هیات مدیره برسانم. یكی دیگر از دلایلی كه باعث شد این مسئولیت را قبول كنم این بود كه دوست دارم حالا كه بخش خصوصی وارد باشگاه شده موفق عمل كند. حالا كه فوتبال ایران به سمت خصوصی شدن پیش میرود، باید كاری كنیم بخش خصوصی تجربه تازهتری را در باشگاه راهآهن تجربه كند و این باشگاه به مجموعهای تبدیل شود كه چند سال بعد به عنوان یك الگو برای فوتبال ایران باشد و بخش خصوصی را برای ورود به فوتبال ترغیب كند.
وقتی فوتبال ایران اساسا به جای درآمدزایی، زیان ده است، چرا باید امیدوار باشیم تا بخش خصوصی با سرعت وارد فوتبال شود؟
مطمئنا اگر میخواهیم فوتبالمان پیشرفت كند باید از این حالت خارج شویم. شما میبینید كه اغلب تیمهای دولتی به مشكل برخوردند و دولت هم حمایت لازم و كافی را از این تیمها نمیكند. با منع قانونی كه بر سر هزینه كردن دولت در ورزش حرفهای ایجاد شده و با تصمیمات تازهای كه گرفتهاند، برای باشگاههای دولتی مشكل ایجاد شده و باید تیمهای باشگاهی به بخش خصوصی واگذار شوند. وظیفه دولت این است كه بیاید و از تیمهای بخش خصوصی حمایت كند تا آنها هم جان تازهای بگیرند. به نظر من كشور تركیه میتواند برای ما یك الگو باشد. در تركیه دولت كمك كرد به باشگاهها و باعث شد كه باشگاهها به مرز درآمدزایی برسند و طبق درآمدی كه دارند برای خودشان هزینه كنند. بر خلاف خیلیها كه فكر میكنند فوتبال هزینهزا است من فكر میكنم اگر قوانینی تصویب شود كه بخش خصوصی از این ویترینی كه در اختیارش هست بهره ببرد، فوتبال خیلی بیشتر از رشتههای دیگر میتواند درآمد نصیب سرمایهگذاران كند. مطمئنا اگر یك روزی دولت چتر حمایتیاش را از بالای سر فوتبال بردارد خیلی از تیمهای ما به مشكل برمی خورند ضمن اینكه با موانع قانونی كه بر سر كمك به تیمهای دولتی ایجاد شده، مقدمه این كار فراهم شده است.
فكر میكنید برای خارج شدن از این بحران چه راه حلی وجود دارد؟
الان در تمام دنیا اسپانسرها نقش مهمی در سودآوری فوتبال دارند. هر تیمی یك اسپانسر اصلی دارد و صد اسپانسر فرعی اما در فوتبال ایران هر تیم یكی یا حداكثر دو اسپانسر بیشتر ندارد كه نام یكی از آنها جلو و یكی دیگر را پشت پیراهنها حك میكنند. به نظر من اینها به هیچ عنوان جوابگوی هزینههای فوتبال نیست و به نظر من باید به جایی برسیم كه هر تیم نام اسپانسرهایش را دورتا دور زمین ورزشگاه اختصاصیاش بچیند و آنها را تبلیغ كند و هر باشگاه این اختیار را داشته باشد كه در كنفرانسهای مطبوعاتی خودش نام حامیان مالیاش را تبلیغ كند. تا وقتی كه یك سازمانی بیاید تمام تبلیغات را بگیرد و بخشی از درآمدی كه از این راه كسب كرده را بین تیمها توزیع كند، فوتبال ما هیچ وقت به جایی نخواهد رسید. اینطوری در جا میزنیم. مطمئن باشید یكی از اهداف من در هیات مدیره باشگاه راهآهن این است كه در آینده نزدیك باشگاه به درآمدزایی برسد. بخش خصوصی كه نمیتواند تا ابد فقط هزینه كند. ما باید طی سالهای آینده به حدی خوب كار و برنامهریزی كنیم كه از فوتبال درآمد كسب كنیم.
برای كسب درآمد راهكار ویژهای هم سراغ دارید؟
من چند روز بیشتر نیست كه در هیات مدیره كارم را شروع كردهام، مطمئنا روی این مسائل فكر میكنم و از كسانی كه صاحب نظرهستند كمك فكری میگیرم. قصد دارم با كسانی كه در فوتبال آلمان چنین روزهایی را پشت سر گذاشتهاند تماس بگیرم. قطعا از تجربیات آنها استفاده خواهم كرد تا رفته رفته پول را وارد فوتبال كنیم.
با توجه به اینكه راهآهن بر خلاف استقلال و پرسپولیس از نعمت تماشاگر بیبهره است تا چه حد به محقق شدن ایدههایی كه مطرح میكنید امیدوار هستید؟
مردم كه همیشه به من لطف داشتهاند اما اگر در آینده بهتر كار كنیم و فوتبال تماشاگر پسندانهای ارائه كنیم، كسانی كه دنبال فوتبال زیبا هستند از ما استقبال میكنند. متاسفانه در مملكت ما همه فوتبالیها از وقتی به دنیا آمدهاند یا آبی بودهاند یا قرمز و هنوز هم این مشكل را داریم. در فوتبال اروپا شما هیچ وقت نمیبینید كه مثلا شهروند ناپل برود تیم دیگری را تشویق كند یا در بارسلون طرفدار رئال مادرید پیدا نمیكنید اما در شهرهای ایران، نصف بیشتر سكوها در اشغال هواداران استقلال و پرسپولیس است. دلیلش هم این است كه ما از اول روی باشگاهها درست فكر نكردیم و از قدیم دو باشگاه بودهاند كه در فوتبال ایران حرف اول و آخر را میزدهاند. البته چند تیم لیگ برتری به ویژه دو تیم اصفهانی تعدادی هوادار جذب كردهاند اما تعداد تماشاگران این تیمها باز هم كم است. ما یك پروسه بلند مدت را داریم كه بتوانیم تماشاگر جذب كنیم و من مطمئنم كه باشگاه راهآهن در این راه موفق خواهد شد و با نگاهی كه مالكان باشگاه به فوتبال دارند پیگیر چنین مسئلهای هستند و در آینده حتما به خیلی از هدفهایمان كه یكی از آنها ارائه بازی زیبا و جذب تماشاگر است خواهیم رسید.
پس با این حساب باید منتظر حیات جدید باشگاه راهآهن باشیم.
متاسفانه طی چند سال گذشته دغدغه تیم راهآهن فرار از سقوط و ماندن در لیگ برتر بوده و ما از روز اول كه آمدیم خیلی سعی كردیم ذهنیت قبلی را پاك كنیم. خوشبختانه كارهای ما كم كم خودش را نشان داده و اگر بچهها به خودباوری برسند همین امسال هم ما میتوانیم كارهای بزرگی را انجام بدهیم. به نظرم راهآهن از ابتدای فصل تا حالا از لحاظ سبك و شیوه بازی روند رو به پیشرفتی را طی كرده و خیلی بهتر از قبل كار میكند. من مطمئنم با این مجموعه و حمایتهایی هم كه میشود باشگاه راهآهن میتواند در آینده برای تمام تیمهای ایرانی نمونه باشد.
فكر نمیكنید اگر درعرصه مربیگری خلاف مسیر فعلی را طی میكردید، الان مربی موفقتری بودید؟
به نظر شما احترام میگذارم اما اساسا چنین نظریهای را قبول ندارم. در انتخابهایم شرایط كار را در نظر میگیرم و موقعیت تیمها برایم اهمیت بیشتری دارد تا اسم آنها. شما اگر بخواهید در مورد عملكرد یك مربی قضاوت كنید باید ببینید در چه شرایطی كار كرده و تمام جوانب را در نظر بگیرید.
اما زمانیكه خیلی زود به سرمربیگری تیم ملی رسیدید و به راحتی بركنار شدید خیلیها گفتند ما یك مربی بزرگ را سوزاندیم. فكر نمیكنید اگر بعد از مربیگری در تیمهای راهآهن، سایپا و پرسپولیس به نیمكت تیم ملی میرسیدید میتوانستید به جام جهانی 2010 صعود كنید؟
خیلی از مسائل در بركناری من از تیم ملی دخیل بود. من را مسائل غیرفوتبالی كنار گذاشت و فرد دیگری دستور بركناریام از تیم ملی را صادر كرد. همانطور كه من را شخص علی آبادی انتخاب كرد و فدراسیون فوتبال كمترین نقشی در این ماجرا نداشت، مقامات بالاتر از علی آبادی هم من را كنار گذاشتند. آقای هاشمی مدیرعامل سابق باشگاه سایپا شاهد تمام اتفاقاتی بود كه به انتخاب شدنم به عنوان سرمربی تیم ملی منجر شد. یك روز آقای كفاشیان با موبایل من تماس گرفته بود و چون سر تمرین بودم جواب نداده بودم. بعد از تمرین اسام اس كفاشیان را دیدم و اصلا نمیخواستم با ایشان تماس بگیرم اما آقای هاشمی گفت علی ما فردا در لیگ قهرمانان آسیا بازی داریم و اگر با كفاشیان تماس نگیری، ممكن است فدراسیون چوب لای چرخ ما بگذارد. در حضور آقای هاشمی با كفاشیان تماس گرفتم و ایشان گفت آقای مهندس میخواهد با شما صحبت كند. وقتی صحبت كردیم متوجه شدم كه آقای علیآبادی، رئیس سابق سازمان تربیت بدنی پشت خط است و پیشنهاد تیم ملی را برای من دارد. فردای آن روز استخاره گرفتم و چون خوب آمد مربیگری تیم ملی را پذیرفتم.
فكر میكنید اگر بركنار نمیشدید، میتوانستید بعد از باخت خانگی به عربستان تیم ملی را جمع و جور كنید و به جام جهانی ببرید؟
من با آن تیم زندگی كرده بودم و زیر و بم آن تیم را میشناختم. مطمئنا درصد شانس صعود تیم ملی به جام جهانی با من بیشتر از بقیه بود. شما كجای دنیا میبینید كه با یك باخت مربی را بركنار كنند؟ قبل از اینكه مربیگری تیم ملی را قبول كنم این تیم در مسابقات مقدماتی جام ملتهای آسیا در تهران با سوریه یك بر یك مساوی شده بود.من آن تیم را تحویل گرفتم و در سوریه پیروز شدیم، در خانه كویت مساوی كردیم، در تهران كویت را بردیم و خیلی راحت به مرحله بعد صعود كردیم. شما بروید تحقیق كنید ببینید بعد از بركناری من كدام تیم امارات به تهران آمد. كدام تیم نمیتوانست آن تیم را ببرد؟ غیر از امارات دو بازی با كره شمالی و جنوبی مانده بود. با كره شمالی كه همیشه در خانهاش مغلوب ما شده مشكلی نداشتیم و در بازی آخر هم باید به مصاف كره جنوبی كه صعودش به جام جهانی مسلم شده میرفتیم. هیچ كس نمیتواند قضاوت كند كه تیم ملی با من به جام جهانی میرفت یا نه. شاید تیم ملی با من هم حذف میشد اما من برای خودم درصد شانس بیشتری قائل بودم. تازه مشكلاتی كه من داشتم را هیچ مربیای نداشت. از بازیهای تداركاتی كه من خواسته بودم و تیمهای دیگر را جایگزین كردند گرفته تا سایر مسائل. اگر تجربه الانم را داشتم با مجموعه فعلی فدراسیون فوتبال اصلا و ابدا كار نمیكردم. زمانی كه من از تیم ملی كنار گذاشته شدم، شرایط سیاسی مملكت خاص بود و یك نفر باید قربانی میشد كه من قربانی شدم. درست مثل جام جهانی 2006 كه كس دیگری اشتباه كرد، كس دیگری گل خورد اما كسانی كه دنبال مقصر ناكامیها میگشتند من را قربانی كردند. برای قربانی شدن چه كسی بهتر از من؟
در آن برهه افكار عمومی هم علیه شما بود اما در این مدت چه اتفاقی افتاده كه علی دایی به یك چهره محبوب تبدیل شده و نامش را در ورزشگاهها فریاد میزنند؟
مردم ما الان از دروغ بیزارند. در همین ورزش خیلی به مردم دروغ گفته شده و آنها میفهمند كه من با آنها روراست بوده وهستم. هنوز هم به حرفی كه پنج سال پیش زدم پایبندم. كسی كه دروغ بگوید كمحافظه است و حرفش یكی نمیشود.
با شرایط فعلی به هیچ عنوان به تیم ملی فكر نمیكنم. اگر شرایط عوض شود مطمئنا من هم دیگر آن آدم كم تجربه سابق نیستم. قبول دارم كه در برههای كه سرمربی تیم ملی بودم تجربه نداشتم. خیلیها به من گفتند مربیگری تیم ملی را قبول نكن چون مدیران فدراسیون فوتبال پشتت را خالی میكنند و همین اتفاق هم افتاد.
اما به نظر میرسد فعالیتهای اقتصادی روی دوران مربیگری شما سایه انداخته.
من در شرایطی نیستم كه مستقیما فعالیت تجاری داشته باشم. در حال حاضر مدیران و مشاورانی كه با من همكاری میكنند كارها را انجام میدهند و خودم فقط بر كارها نظارت میكنم. من كه نباید مستقیما وارد بیزینس شوم. بیشترین وقتم به دو عشق زندگیام یعنی فوتبال و خانوادهام تعلق دارد و وقت اضافهای هم ندارم. نه اهل رفیق بازی هستم و نه مهمانی. چیزهای اضافه در زندگی ندارم و شاید بعضی اوقات وقت اضافه هم بیاورم. ما خیلیها را داریم كه صد تا پست و شغل را در این فوتبال اشغال كردهاند. سرمربی یك تیم عضو هیات مدیره فلان باشگاه است و فلان مدیرعامل عضو هیات مدیره فلان ارگان است. خدا را شكر من شغل دوم هم ندارم و از اول كار آزاد كردهام و مسئولیتی كه نتوانم انجام بدهم را هرگز قبول نمیكنم.
عدهای میگویند پذیرفتن هدایت تیم راهآهن یكجور عقبگرد در عرصه مربیگری برای شما بوده. قبول دارید؟
من اصلا به این مسائل فكر نمیكنم. وقتی شما در یك تیم، عملكرد موفقیت آمیزی داشته باشید، خودش نوعی پیشرفت كاری محسوب میشود. شما اگر تیمی بسازید كه نسبت به فصل قبلش بهتر باشد مطمئنا پیشرفت كرده اید. شما بگویید بعد از اینكه من از سایپا رفتم این تیم چه موفقیت تازهای را كسب كرده؟ تازه سایپا از راهآهن تیم بهتری بود، چه از نظر امكانات و چه از نظر مالی. اگر بتوانم در راهآهن دو بازیكن جوان و آینده دار را به فوتبال ملی ایران تحویل بدهم برای من یك موفقیت بزرگ است. من موفقیت را در چیزهای دیگر میبینم و مفهوم خاصی را برای پیشرفت قائل هستم.
در حال حاضر چهار تیم در تهران داریم. من چون شرایطم به شكلی بود كه بعد از جدایی از پرسپولیس نمیتوانستم در شهرستانها مربیگری كنم، راهآهن را انتخاب كردم. از تمام تیمهای شهرستانی كه قبل از آغاز فصل پیشنهاد همكاری دادند و من از آنها عذر خواهی كردم، تشكر میكنم اما احساسم میگوید باشگاه راهآهن جایی است كه میتوانم تواناییهایم را در عرصه مربیگری بیشتر نشان بدهم. راهآهن جار و جنجال تیمهای دیگر را ندارد. نه از طرف ما جار و جنجالی هست نه از طرف مدیریت و مالكان باشگاه.
شما در سایپا با معرفی بازیكنانی مثل كریم انصاریفرد، میلاد زنیدپور و روزبه شاهعلیدوست قهرمان لیگ برتر شدید. این روند در راهآهن هم ادامه خواهد داشت؟
اسم نمیبرم اما مطمئن باشید تا آخر فصل دو سه تا بازیكن جوان را كه خیلی حرفها برای گفتن دارند و تا امروز هم خیلی خوب برای ما بازی كردند؛ به فوتبال ایران معرفی خواهم كرد. راهآهن چند بازیكن جوان و جویای نام دارد كه فقط فرصت میخواهند تا خودشان را نشان بدهند. همین كه الان كریم انصاری فرد در تیم ملی فیكس بازی میكند برای من كافی است. میلاد زنیدپور هم در سایپا با ما تمرین میكرد اما مدتی بعد به تیم ملی هم دعوت شد اما حالا... به نظر من خیلی از چیزها به خود فوتبالیستها هم بستگی دارد. الان هم بچههای راهآهن با جان و دل تمرین میكنند و من از آنها روحیه میگیرم.
اگر قبل از پیوستن به پرسپولیس، باشگاه راهآهن به شما پیشنهاد همكاری میداد، میپذیرفتید؟
فكر میكنم خواست خدا بود كه من امسال در خدمت راهآهن باشم. بعد از قطع همكاری با فدراسیون فوتبال هم باشگاه راهآهن به من پیشنهاد همكاری داده بود اما در آن برهه شرایط برای ادامه كار مربیگریام مهیا نبود و ترجیح دادم در آن مقطع استراحت كنم. این بار تمام شرایط را سنجیدم و دیدم كه اینجا میتوانم كاری كه عاشقش هستم را در یك محیط آرام انجام بدهم.
اما عدهای میگویند اگر علی دایی بعد از قطع همكاری با پرسپولیس بیرون میماند، موقعیتهای بهتری نصیبش میشد.
من روزی هم كه كارم را در پرسپولیس شروع كردم اصلا به این مسائل فكر هم نكردم. من در پرسپولیس مهمان بودم و با تمام وجودم برای این تیم كار كردم و بابت قطع همكاری هم اصلا ناراحت نیستم چون فوتبال همین است. اما نحوه كنار رفتن و سناریویی كه نوشته شده بود و فیلمهایی كه بازی شد من را ناراحت كرد. همین الان هم من به نوعی كارمند باشگاه راهآهن محسوب میشوم و اگر امروز به من بگویند قرار است از فردا یك مربی دیگری در راهآهن كار كند با مالكان باشگاه دست میدهم، خداحافظی میكنم و میروم. چون پرسپولیس را دوست داشتم و از این تیم به قطر و اروپا رفتم و به خیلی چیزها رسیدم. احساس میكردم باید دینم را به این تیم ادا كنم. خدا را هم شكر میكنم كه طی یكسالو نیم دو جام برای پرسپولیس آوردم و بر خلاف میل خیلیها با خاطره خوش تیم را ترك كردم. موقع رفتن اصلا و ابدا فكر نمیكردم كه یك روز به پرسپولیس برگردم یا چشم به نیمكت این تیم داشته باشم. خیلیها به من گفتند به راهآهن نرو و برای تحت فشار گذاشتن بعضیها بیرون بمان اما من آدمی نیستم كه بخواهم جای كسی را بگیرم یا كاری كنم كه طرف، سایه من را بالای سرش احساس كند.
دلتان برای پرسپولیس تنگ نمیشود؟
ممكن است دلتنگ شوم اما اساسا آدمی هستم كه خیلی زود با واقعیتها كنار میآیم. برای همین بلافاصله بعد از پرسپولیس، آمدم با راهآهن قرارداد بستم و تمام فكر و ذكرم موفقیت این تیم است.
اما حرف و حدیث در مورد دلایل پیوستن شما به راهآهن زیاد است. عدهای میگویند علی دایی یكی از سرمایهگذاران باشگاه است، سهام خریده و به همین دلیل مربیگری راهآهن را پذیرفته است.
از این حرف و حدیثها و شایعات برای من زیاد درست كردند. زمانی هم كه در پرسپولیس كار میكردم، آقایان در رسانههایشان نوشته بودند علی دایی حواسش به فعالیتهای اقتصادیاش معطوف شده و تمركز ندارد. متاسفانه عدهای صحبتهایی را مطرح میكنند كه پشتش عقل و منطق نیست. من از موقعی كه در تیم بانك تجارت بودم كار اقتصادی میكردم. وقتی هم در آلمان بودم كار اقتصادی میكردم. همزمان با شروع فوتبالم فعالیت اقتصادی میكردم و با زحمت زیاد به خیلی چیزها رسیدم. قبل از پیوستن به راهآهن از سایپا پیشنهاد داشتم كه هر گونه صحبت و مذاكره را به بعد از بازهای پرسپولیس در جام حذفی موكول كردم. آخر فصل هم پیشنهاد راهآهن بود و نفت تهران. شرایط راهآهن را خیلی خوب دیدم اگر خوب نبود اصلا مربیگری را كنار میگذاشتم چون زندگیام را از راه فوتبال اداره نمیكنم. زندگی من از جاهای دیگری تامین میشود و فوتبال برای من یك علاقه شخصی و دلمشغولی به قول خارجیها یك جور «هابی» است. در فوتبال خیلی چیزها یاد گرفتم كه میتوانم آنها را به جوانها یاد بدهم. اگر شرایط راهآهن هم همان چیزی نبود كه فكرش میكردم هزارسال دیگر هم به اینجا نمیآمدم.
شما از یك تیم پرهیاهو وارد فضای آرام و سوت و كور باشگاه راهآهن شده اید. زندگی تازهای كه در این باشگاه آغاز كرده اید با روحیات شما سازگار است؟
اینجا آن قدرها هم كه فكر میكنید سوت و كور نیست. به لطف مردم در بازیهای خانگی چهار هزار نفر تماشاگر داریم و در شهرستانها هم ما را تنها نمیگذارند. متاسفانه من در پرسپولیس از مسائلی كه بیرون از زمین فوتبال برایم درست میكردند خیلی اذیت شدم و در این یك سال و نیم سختی كشیدم اما اینجا خیلی احساس اطمینان و آرامش میكنم. به همین دلیل راحتتر و با تمركز بیشتری كار میكنم و اینجا به تنها چیزی كه فكر میكنم فوتبال است. به نظرم در فضای فعلی خیلی بهتر میتوانم توانایی هایم درعرصه مربیگری را نشان بدهم.
اما شما در دوران بازیكنی هم نشان داده اید اساسا شخصیت مبارزه طلب و ماجراجویی دارید و در شرایط سخت عملكرد بهتری را بروز داده اید.
من الان هم میخواهم روحیه مبارزه طلبیام را در زمین مسابقه نشان بدهم. در زمین مسابقه میخواهم برنده باشم و راهآهن هم آن روحیه سالهای قبل را نداشته باشد. به نظر من هیچ مبارزهای قشنگتر از این نیست كه هر كسی برای به بار نشستن زحمات و سختیهایی كه طی روزها و هفتهها متحمل شده در زمین مسابقه تلاش كند. خیلی مهم است كه شما در یك رقابت سالم برای رسیدن به موفقیت دعوا كنی. سالم كار كردن برای من از همه چیز مهمتر است. خدا همیشه كمك كرده و مطمئنم اینجا هم كمكم خواهد كرد.
از فضای فعلی اطراف باشگاه مشخص است كه اینجا آزادی عمل بیشتری خواهید داشت و خبری از دخالتهای مدیریتی نیست.
من در عرصه مربیگری سابقه زیادی ندارم اما هر جا كار كردم حریم خودم را میدانستم و فقط به مسائل فنی فكر كردم. در این مدت تمام كسانی را كه با من همكاری داشتهاند را مجاب كردم مسئولیت فنی را به من واگذار كنند و به كارهای خودشان برسند. بعضی وقتها پیش آمده كه عدهای میخواستند نظرات شان را اعمال كنند اما من كسی نیستم كه به این مسائل تن بدهم و مقابل خیلی از آنها ایستاده ام. در این مدت كم به افتخاراتی رسیدهام كه یك مربی شاید طی 20 سال هم نمیتوانست به آنها برسد. اگر میخواستم زیر بار این مسائل بروم مطمئنا هیچ وقت به موفقیت نمیرسیدم.
من صرفا به مسائل فنی فكر میكنم و هر جا میروم از روز اول سنگهایم را وا میكنم. در باشگاه راهآهن هر كس در جایگاه خودش فعالیت میكند و تقسیمبندی كارها از تمام جاهایی كه كار كردهام ملموستر است.
چرا شما معمولا بعد از قطع همكاری با مدیران فوتبالی به مشكل برمیخورید و به قولی اساسا روحیه پرخاشگری دارید؟
من از حقم نمیگذرم و همیشه برای رسیدن به حقم دعوا كرده ام. حرف زور و دروغ را هم نمیپذیرم. از كسی كه به طور پنهانی با مربی دیگری تمام كرده و در جلسات از من صحبت كند و مایه بگذارد بدم میآید. از آدمهایی كه دورو و ریاكار هستند و خودشان را یك جور دیگری نشان میدهند بیزارم. در حالت عادی شما رفتار عجیبی از من نخواهید دید. شاید موضع گیری آشكار من جالب نباشد و به ضررم تمام شود اما من همینی هستم كه میبینید و نمیتوانم در برابر این مسائل سكوت كنم. دوست دارم همیشه با خودم صادق باشم. شاید خیلی جاها صبوری به خرج دادم اما صبر كردن هم حد و اندازهای دارد.
اما شما بعد از قطع همكاری با تیم ملی هم مدیران فدراسیون فوتبال را زیر سوال بردید.
زمانی كه سرمربی تیم ملی بودم با یكسری بازیكن جوان در مسابقات غرب آسیا قهرمان شدیم. شاید كسب این مقام اهمیت چندانی نداشته باشد اما معرفی شدن بازیكنان جوان و آینده دار به فوتبال ملی خودش یك موفقیت بزرگ بود. زمانی كه مربی تیم ملی بودم سید مهدی رحمتی حقش بود فیكس تیم ملی باشد و به حقش هم رسید. او شاید قبل از من هم میتوانست دروازهبان فیكس تیم ملی باشد اما كسی این فرصت را به او نداده بود. من این اعتقاد را به مهدی رحمتی داشتم و به او فرصت خودنمایی دادم و دیدید كه بهترین دروازهبان ایران شد. پنج سال است كه وارد عرصه مربیگری شدم اما در همین مدت نسبتا اندك نتیجه بدی نگرفتم. زمانی یك مربی دویست بازیكن ملی پوش را در اختیار دارد، لازم نیست كار خاصی انجام بدهد اما اگر شما بتوانید با یك تیم جوانی كه اغالب بازیكنانش بعدها ملی پوش میشوند كار كنید مطمئنا كار بزرگی انجام داده اید.
شناسایی و آموزش فوتبالیستهای جوان یك پروسه بلندمدت و زمانبر است. به نظر شما فوتبال ایران این فرصت را به مربی میدهد؟
كاری به فضای فعلی فوتبال ایران ندارم و اصولا در كارم به بازیكنان جوان اعتقاد دارم و تا امروز از میدان دادن به بازیكنان جوان ضرر نكردهام. معمولا در كنار جوانها بازیكنان با تجربه هم داشتهام كه به من كمك كردهاند. در تیمهای من همیشه یك تعادلی بین بازیكنان جوان و باتجربه برقرار بوده اما هر موقع ریسك كردم و به جوانها میدان دادم از آنها جواب گرفتم.
علی دایی با راهآهن میخواهد به كجا برسد؟
اگر در راهآهن بمانم یك روز با این تیم قهرمان لیگ برتر میشوم.
منبع : سیمرغ
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه، 30 شهریور 1390 ، 08:59:15
تعداد دفعات بازدید : 36
- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيه …
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم
- خداحافظی مردی بزرگ / تصاویر
- اينجا سرزمين «پپ » های گمشده است!
- فاصله بارسا با صعود؛ خیلی دور، خیلی نزدی …
- 54 ضربه شلاق برای عابدزاده!
- تصاویر دیده نشده از علی دایی در بیمارستا …
- علی دایی اولین کسی که برد پرسپولیس را تب …
- تصاویر روزنامه های ورزشی امروز شنبه 15 ب …
- رکورد باورنکردنی این فوتبالیست پرسپولیس …












