- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
ميراث سلجوقي در اختيار خوارزمشاهيان بعد از ايل ارسلان، منازعاتي که بين پسرانش سلطانشاه و علاءالدين تکش براي دستيابي به فرمانروايي ولايات بروز کرد، بارها موجب رويارويي نيروهاي اين دو برادر شد، ت
ميراث سلجوقي در اختيار خوارزمشاهيان
بعد از ايل ارسلان، منازعاتي که بين پسرانش سلطانشاه و علاءالدين تکش براي دستيابي به فرمانروايي ولايات بروز کرد، بارها موجب رويارويي نيروهاي اين دو برادر شد، تا اين که عاقبت با استيلاي تکش اين درگيريها به پايان رسيد.
در زمان تکش تمامي خراسان، ري و عراق عجم، يعني آخرين ميراث سلجوقي به دست خوارزمشاهيان افتاد. غلبه تکش بر تمام ميراث سلجوقي، نارضايتي خليفه بغداد را به دنبال خود داشت که اثر اين ناخرسندي و عواقب آن، بعدها دامنگير محمد بن تکش شد. با درگذشت علاءالدين تکش «رمضان 596 ق / ژوئن 1200 م»، پسرش محمد خود را علاءالدين محمد خواند و به اين ترتيب سلطان محمد خوارزمشاه شد.
رويارويي علاء الدين محمد با خليفه عباسي
بيست سال «596 - 616 ق / 1200 - 1219 م» فرمانروايي علاءالدين تکش به طول انجاميد. علاءالدين محمد که ميراث دشمني با خليفه را از پدر داشت، از همان آغاز امارت، خود را از تأييد و حمايت فقيهان و ائمه ولايت محروم ديد به همين دليل ناچار شد تا بر اميران قبچاق خويش، يعني ترکان قنقلي که خويشان مادريش بودند، تکيه کند و با ميدان دادن به اين دسته از سپاهيان متجاوز، بي رحم و عاري از انضباط که در نزد اهل خوارزم بيگانه هم تلقي ميشدند، به تدريج حکومت خوارزمشاه را در همه جا مورد نفرت عام ساخت.
رويارويي با مغولان
در طي همان ايامي که محمد خوارزمشاه قدرت خود را در نواحي شرقي مرزهاي ماوراءالنهر گسترش ميداد و خليفه بغداد - الناصر الدين بالله - براي مقابله با توسعه قدرت او در جبال و عراق سرگرم توطئه بود؛ در آن سوي مرزهاي شرقي قلمرو خوارزمشاهيان، قدرت نو خاستهاي در حال طلوع بود . مغولان که در آن ايام با ايجاد اتحاديهاي از طوايف بدوي يا بدوي گونه، خود را براي حرکت به سوي ماوراءالنهر آماده ميساختند، اهميت و قدرتشان در معادلات و مجادلات سياسي سلطان خوارزمشاه و خليفه بغداد، نه تنها جايگاهي پيدا نکرد بلکه به حساب هم آورده نشد. در نتيجه فاجعه عظيمي که تدارک ديده ميشد، از ديد دو قدرت و نيروي مهم آن پوشيده ماند به طوري که هنگامي که دهان باز کرد، نه از سلطنت پر آوازه خوارزم چيزي باقي گذاشت و نه از دستگاه خلافت. آنچه باقي ماند، ويراني، تباهي، کشتارهاي دسته جمعي، روحيه تباه شد. و در يک کلام، ويراني يک تمدن بود. هنگامي که چنگيز خان به تختگاه خويش باز ميگشت، بخش عمده ايران به کلي ويران شده و بسياري از آثار تمدني آن نابود شده بود. دستاوردهاي دولت خوارزمشاهي که با سعي و کوشش بنيانگذاران آن که ميتوانست آينده بهتري را براي ايران زمين و تمدن اسلامي رقم زند، در نکبت استبداد مطلقه، ماجراجوييهاي شاهانه و تنگ نظريهاي مذهبي و سياسي، رنگ باخت و تباهي را نصيب مجريان، کارگزاران، کار گردانان و از همه مهمتر مردم محروم نمود.
پی سی پارسی
تاریخ ارسال مطلب : شنبه، 28 فروردین 1389 ، 00:00:00
تعداد دفعات بازدید : 141
- ويرانههايي كه ناپديد ميشوند!
- فرازهاي زندگي جومپا لاهيري
- آجري در ساختمان عشق
- ديدنشان را از دست ندهيد: اين سنگ نگاره ه …
- دوچرخهسواري در راسته نويسندگان!
- كوهي كه گِل شفا بخش پرتاب ميكند/ «ناف د …
- گفتوگو با غريبهها/ پل استر
- شعر ، «اما»ي بزرگي دارد
- لطفا ما را فيلم كنيد! / 10رماني كه قابلي …
- پنهان شدن پشت كلمات
- این مطلب فاقد تگ می باشد .












