مجله اینترنتی ایرانه روز - سرگرمی و آموزشی

posts

tags


آغاز حکومت خوارزمشاهيان

ميراث سلجوقي در اختيار خوارزمشاهيان بعد از ايل ارسلان، منازعاتي که بين پسرانش سلطانشاه و علاءالدين تکش براي دستيابي به فرمانروايي ولايات بروز کرد، بارها موجب رويارويي نيروهاي اين دو برادر شد، ت

 

ميراث سلجوقي در اختيار خوارزمشاهيان

بعد از ايل ارسلان، منازعاتي که بين پسرانش سلطانشاه و علاءالدين تکش براي دستيابي به فرمانروايي ولايات بروز کرد، بارها موجب رويارويي نيروهاي اين دو برادر شد، تا اين که عاقبت با استيلاي تکش اين درگيريها به پايان رسيد.
در زمان تکش تمامي خراسان، ري و عراق عجم، يعني آخرين ميراث سلجوقي به دست خوارزمشاهيان افتاد. غلبه تکش بر تمام ميراث سلجوقي، نارضايتي خليفه بغداد را به دنبال خود داشت که اثر اين ناخرسندي و عواقب آن، بعدها دامنگير محمد بن تکش شد. با درگذشت علاءالدين تکش «رمضان 596 ق / ژوئن 1200 م»، پسرش محمد خود را علاءالدين محمد خواند و به اين ترتيب سلطان محمد خوارزمشاه شد.
رويارويي علاء الدين محمد با خليفه عباسي

بيست سال «596 - 616 ق / 1200 - 1219 م» فرمانروايي علاءالدين تکش به طول انجاميد. علاءالدين محمد که ميراث دشمني با خليفه را از پدر داشت، از همان آغاز امارت، خود را از تأييد و حمايت فقيهان و ائمه ولايت محروم ديد به همين دليل ناچار شد تا بر اميران قبچاق خويش، يعني ترکان قنقلي که خويشان مادريش بودند، تکيه کند و با ميدان دادن به اين دسته از سپاهيان متجاوز، بي رحم و عاري از انضباط که در نزد اهل خوارزم بيگانه هم تلقي مي‏شدند، به تدريج حکومت خوارزمشاه را در همه جا مورد نفرت عام ساخت.
رويارويي با مغولان

در طي همان ايامي که محمد خوارزمشاه قدرت خود را در نواحي شرقي مرزهاي ماوراءالنهر گسترش مي‏داد و خليفه بغداد - الناصر الدين بالله - براي مقابله با توسعه قدرت او در جبال و عراق سرگرم توطئه بود؛ در آن سوي مرزهاي شرقي قلمرو خوارزمشاهيان، قدرت نو خاسته‏اي در حال طلوع بود . مغولان که در آن ايام با ايجاد اتحاديه‏اي از طوايف بدوي يا بدوي گونه، خود را براي حرکت به سوي ماوراءالنهر آماده مي‏ساختند، اهميت و قدرتشان در معادلات و مجادلات سياسي سلطان خوارزمشاه و خليفه بغداد، نه تنها جايگاهي پيدا نکرد بلکه به حساب هم آورده نشد. در نتيجه فاجعه عظيمي که تدارک ديده مي‏شد، از ديد دو قدرت و نيروي مهم آن پوشيده ماند به طوري که هنگامي که دهان باز کرد، نه از سلطنت پر آوازه خوارزم چيزي باقي گذاشت و نه از دستگاه خلافت. آنچه باقي ماند، ويراني، تباهي، کشتارهاي دسته جمعي، روحيه تباه شد. و در يک کلام، ويراني يک تمدن بود. هنگامي که چنگيز خان به تختگاه خويش باز مي‏گشت، بخش عمده ايران به کلي ويران شده و بسياري از آثار تمدني آن نابود شده بود. دستاوردهاي دولت خوارزمشاهي که با سعي و کوشش بنيانگذاران آن که مي‏توانست آينده بهتري را براي ايران زمين و تمدن اسلامي رقم زند، در نکبت استبداد مطلقه، ماجراجوييهاي شاهانه و تنگ نظريهاي مذهبي و سياسي، رنگ باخت و تباهي را نصيب مجريان، کارگزاران، کار گردانان و از همه مهمتر مردم محروم نمود.

پی سی پارسی

 

 

 

 

    این مطلب فاقد تگ می باشد .
پربازدیدترین مطالب روز
    پربازدیدترین مطالب هفته
    پربازدیدترین مطالب ماه
    پربازدیدترین مطالب سال
    rss Copyright © 2009 IraneRooz.Com, All Rights Reserved, Programmed And Designed By

    FaDesign.ir

    , Powered By Persian Fun Portal