- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
پسرکی آنها را روی کاغذ کشید ، نگاه آن دو به هم افتاد در همان نگاه اول دلش لرزید خط اول نگاهی به خط دوم کرد و گفت ؛ما می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم ؛خط دوم از خجالت به خود لرزید…خط اول
پسرکی آنها را روی کاغذ کشید ، نگاه آن دو به هم افتاد در همان نگاه اول دلش لرزید خط اول نگاهی به خط دوم کرد و گفت ؛
ما می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم ؛
خط دوم از خجالت به خود لرزید…
خط اول گفت من می توانم کار کنم می توانم خط کنار یک ریل باشم یا خط کنار یک نردبان…
خط دوم گفت ؛ من نیز کار می کنم می توانم خط کنار یک گلدان باشم یا یک خط کنار یک نیمکت خالی توی یک پارک خلوت…
آه چه شغل شاعرانه ای !!!
در همین لحظه معلم گفت:
دو خط موازی حتی اگر عاشق هم باشن هیچ گاه به هم نمیرسن مگر اینکه یکی از اونا واسه رسیدن به دیگری بشکنه!!
برگرفته از یک قطعه ادبی
http://aseman.weblogs.us
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه، 27 بهمن 1388 ، 00:00:00
تعداد دفعات بازدید : 354
- این مطلب فاقد تگ می باشد .












