- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
بازی مبهم امبرتو اكو پس از «تقریبا یكسان» كه در سال 2007 انتشارات گراسه آن را منتشر كرد، حالا كتاب تازه امبرتو اكو، «گورستان پراگ» موافقان و مخالفان بسیاری یافته است. «گورستا …
بازی مبهم امبرتو اكو پس از «تقریبا یكسان» كه در سال 2007 انتشارات گراسه آن را منتشر كرد، حالا كتاب تازه امبرتو اكو، «گورستان پراگ» موافقان و مخالفان بسیاری یافته است. «گورستان پراگ» را هم انتشارات معتبر «گراسه» منتشر كرده است و چندی است كه این كتاب با برگردان مترجم همیشگی كتابهای اكو به فرانسوی ترجمه شده است. «لوموند» در تحلیلی نسبتا جامع به بررسی این كتاب و حواشی حول آن پرداخته است. ایتالیاییها؟ دروغگو، نه چندان قابل اعتماد، پست، خائن. اسپانیاییها؟ خودپسند. كرواتها؟ بیتفاوت. انگلیسیها؟ همان طور كه همه میدانند كثیف. آلمانیها؟ مسلما سلطه جو. فرانسویها؟ بدجنس، تنبل، شیاد، خودخواه، حسود و البته فكر میكنند همه دنیا به زبان فرانسوی حرف میزنند. نه! قهرمان رمان جدید امبرتو اكو به هیچكدام از این ملیتها تعلق ندارد... نام او «سیمون سیمونینی» است. از مادری فرانسوی متولد شده و 67 سال سن دارد. در ساحل تورین زندگی میكند و به این افتخار میكند كه لقب «فرمانده» را یدك میكشد. لابد به این دلیل كه زمانی، كم وبیش درجنگی شركت داشته و سربازانی هم امربر او بودهاند. او آشپزی را دوست ندارد. علاقه زیادی به ارثیه بزرگی دارد كه پدربزرگش برای او به یادگار گذاشته است؛ یك كتاب: «خاطراتی برای استفاده از تاریخ ژاكوبینیسم» كه در آن شخصی به نام «آبه باروئل» توضیحی برای دنیا یافته است. او قصد دارد عدهای را در گورستان قدیمی پراگ گردهم بیاورد تا برای آنها از راههای تسلط بر دنیا سخن بگوید. این چهره قهرمان یا بهتر است بگوییم «ضد قهرمان» رمان جدید امبرتو اكو است: «گورستان پراگ» را انتشارات گراسه منتشر كرده است. این كتاب حدودا 20 یورویی، 580 صفحه دارد و «ژان ـ نوئل شیفانو» آن را از ایتالیایی ترجمه كرده است. امبرتو اكو علاقه زیادی به داستانگویی دارد و در این كتاب هم كافی است كمی گوشهای خود را تیز كنیم تا صدای او را بشنویم كه قلم دردست برایمان داستان میگوید: صمیمی، گرم، پرشور و پر از حاشیه روی. لحن او با این حال سرزنده و شاداب است. او میخواهد از قهرمان خود «گستاخترین و منفورترین شخصیت كل تاریخ ادبیات» را خلق كند، ادعایی كه هر خواننده نكتهسنجی را شگفت زده میكند. البته باید گفت «سیمون» تا حدودی موفق میشود خواننده را با باورها و كارهای خود تحت تاثیر قرار دهد. امبرتو اكو در این كتاب فرم ادبی «خاطرات روزانه» را انتخاب میكند. داستان در سالهای 1897-1898 میگذرد و پر است از بازگشت به گذشته (فلاش بك)های مكرر. این كتاب بیشتر به داستانهای پاورقی میماند و از سویی دیگرطرحها و تصاویر مختلفی در آن به نمایش گذاشته شدهاند. بر محل قرارگیری شخصیتها و موقعیت آنها گاهی آن چنان كه باید تاكید و توجه نمیشود. وجه رازگونه شخصیتی كه از نخستین صفحههای داستان به عنوان یك ضد یهود خود را معرفی میكند و موضوع نفرت خود را در فواصلی مشخص، به طور مرتب تكرار میكند، چیست؟ شاید باید گفت نقص عمده رماننویس در این كتاب عبارت است از نشان دادن بدون اثبات كردن. داستان او اغلب مبهم، پیچیده، خستهكننده و قطعا «تو در تو (لابرینتیك)» است و این ویژگی آخر كاملا طبیعی است چرا كه ما از امبرتو اكو حرف میزنیم! از نكات دیگر این كتاب این است كه امبرتو اكو برای این رمان عنوانبندیای تدارك دیده است با سه ستون: «گفتار، داستان، تاریخ». و این همه جز برای این است كه «راه نجاتی» برای خواننده گیج و گم شده در متن تعبیه كرده باشد؟ باید اعتراف كرد كه همین بخش، به وضوح نشان دهنده یك چیز است و آن «شكست رمان نویس» بزرگ است و با توجه به اعتراف خود امبرتو اكو، حتی با وجود ظرافتهایی كه در ترجمه ژان ـ نوئل شیفانو (او مترجم همه آثار امبرتو اكو است) وجود دارد، به دلیل پیچ و واپیچهای مداوم نویسنده نمیتوان خط سیر راوی را دنبال كرد. اكو میكوشد به خواننده یادآوری كند كه همه شخصیتهای «گورستان پراگ» وجود داشته اند به جز شخصیت اصلی كه كمكم به گرایشها و باورهای او پی میبریم. البته اكو در مصاحبهای میگوید كه سیمون «به نوعی هنوز در بین ما وجود دارد». اما پرسشی كه به نظر میرسد این است كه آیا وارد كردن شخصیتی خیالی در حجمی از شخصیتهای تاریخی همیشه نوعی خطر كردن محسوب نمیشود، مخصوصا وقتی كه متوجه میشویم این «تك شخصیت» كه شخصیت اصلی نیز هست، «ضد قهرمان» است تا قهرمان؟ شخصیتی كه اعتبار خود را از پیرامون خود میگیرد و این گونه هاله واقعیت بیشتر او را در بر میگیرد. اكو میكوشد در بخش «تاریخ» به اعتدال بازگردد. او بیهوده تكرار میكند كه قهرمانش «منفورترین» مرد دنیاست. «ریكاردو دی سینی»، خاخام بزرگ رم، «لوستا اسكارافیا» و اونیون اسكارافیا، استادان دانشگاه «لا ساپینزا» علیه اكو متحد شده اند (و البته فقط آنها علیه او متحد شدهاند) و خب، این اتحاد خود تبلیغی ناخواسته برای اكو و «گورستان پراگ» بوده است. یكی در نشریه «لسپرسو» و دیگری در«ابسرواتور رومانو» بر موقعیت مبهم داستان تاكید كرده و از آشفتگیای گفته اند كه بعد از بستن كتاب ذهن خواننده را مشغول میكند. با این همه بزرگترین سود انتقادها متوجه كتاب شده است. آمار فروش كتاب نشان دهنده شور و علاقه مردم به تهیه این رمان پرهیاهو بوده است. اما نظرخود آقای نویسنده در مورد این انتقادها از كتاب تازهاش چیست؟ «میخواستم با نوشتن این كتاب، مشتی حواله شكم خواننده كنم!» و او این گونه به دفاع از رمانش برمی خیزد، در حالی كه تاكید میكند: «وقتی شخصیتهای غیر كلیشهای خلق میكنیم، قطعا خطرهای این كار را هم به جان میپذیریم». و از این منظر باید بگوییم كه او موفق بوده است. «سیمونینی» او به شدت «نفرت انگیز» و «كلبی مسلك» است و البته خود همین ویژگیها باعث میشود این شخصیت جذاب باشد! پروفسور اكو، صاحب كرسی استادی نشانه شناسی در دانشگاه بولوین معتقد است كه استادان از این پس بیشتر از اینكه برای دانشجویان خود از تاریخهای مهم و تاثیرگذار حرف بزنند، در آموزش تكنیك كنترل و ممتد مقایسه سنجیدهتر عمل خواهند كرد.نكته دیگر درمورد عنوان كتاب است. نویسنده همیشه علاقه داشته است ازعناوینی استفاده كند كه خواننده را سردرگم كند. اما این بار نكته خاصی در عنوان كتاب وجود ندارد. در واقع برگ برنده اكو را میتوان در بحث آغازین كتاب جستوجو كرد كه چندین سال در مرز بین واقعیت و خیال روایت میشود و خواننده ناچار است به همراه قهرمانهای رمان، با تكلف وارد داستان شود. و این خود میتواند برای نویسنده و همراهی خواننده با اثر او مخاطره انگیز باشد. اكو در مورد ذكاوت مخاطب خود تردیدی ندارد، درباره صدها هزار خواننده بالقوه خود. با این همه او اهل خطر كردن است. و شاید پاسخ خطر خود را نیز گرفته است: شماره یك در لیست فروش كتابها در ایتالیا و البته از وقتی به فرانسوی ترجمه شده است كتاب رتبه اول در فرانسه!
منبع : سیمرغ
تاریخ ارسال مطلب : شنبه، 14 خرداد 1390 ، 00:48:50
تعداد دفعات بازدید : 176
- ويرانههايي كه ناپديد ميشوند!
- فرازهاي زندگي جومپا لاهيري
- آجري در ساختمان عشق
- ديدنشان را از دست ندهيد: اين سنگ نگاره ه …
- دوچرخهسواري در راسته نويسندگان!
- كوهي كه گِل شفا بخش پرتاب ميكند/ «ناف د …
- گفتوگو با غريبهها/ پل استر
- شعر ، «اما»ي بزرگي دارد
- لطفا ما را فيلم كنيد! / 10رماني كه قابلي …
- پنهان شدن پشت كلمات












