جدیدترین مطالب سایت
محبوب ترین مطالب 48 ساعت گذشته
- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
موضوع مطب : داستــــــان »
تاریخ ارسال مطلب : پنجشنبه، 18 فروردین 1390 ، 03:54:57
تعداد دفعات بازدید : 114
آره قبول داریم. ما بچههای خوبی واسه بابامون نبودیم. اون رو گذاشته بودیمش خونه سالمندان و دیر بهش سر میزدیم، هرچی میگفت بیشتر سربزنین، میگفتیم: کارداریم. میگفت دل …
آره قبول داریم. ما بچههای خوبی واسه بابامون نبودیم.
اون رو گذاشته بودیمش خونه سالمندان و دیر بهش سر میزدیم،
هرچی میگفت بیشتر سربزنین،
میگفتیم: کارداریم.
میگفت دلم واسه بچههاتون تنگ شده،
میگفتیم اونا هم درس دارن.
آره! در حق اون ظلم کرده بودیم.
اما الان حدود یک ماهه که بچههای خوبی واسه بابامون شدیم.
اون رو از خونه سالمندان آوردیم بیرون. دیگه هر هفته بهش سر
میزنیم.
بچههامون رو هم با خودمون میبریم.
حالا هم میخوایم واسش یه مراسم چهلم عالی و با کلاس بگیریم...!
منبع : سیمرغ
تاریخ ارسال مطلب : پنجشنبه، 18 فروردین 1390 ، 03:54:57
تعداد دفعات بازدید : 114
مطلب اخیر مرتبط
- داستان این مادر و پسر قلب و روح را به چا …
- اشتباه زیرکانه ملا نصر الدین
- شاخص اقتصادي از ديدگاه شاه عباس
- چرا ملانصرالدین ازدواج نکرد؟
- قصه تکراری ما
- داستان : اگر می اندیشی عقابی . . .
- آیا «اصالت ذاتی» بهتر است، یا «تربیت خان …
- راننده تاکسی و اختلاس 3000 میلیاردی !!!
- عشق واقعی - داستان
- طلب بخشش به سبک بچه زرنگ ها
مطلب محبوب در 48 ساعت گذشته مرتبط
دانلود بازی -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
کاهش وزن و تناسب اندام -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
مرکز تبلیغات ایران -
افزایش قد -
کیان سنتر - فروش اینترنتی -
پزشکی -
تفریحی و سرگرمی فافان -
گیگادانلود|دانلود رایگان -
ایران گویا -












