- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها جدید
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم جدید
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد: در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود/ راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می کنم چقد …

راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد: در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود/ راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...
سرويس دفاع مقدس ـ نوجوانان شهيد در دوران دفاع مقدس آنچنان به انوار تابناك الهي چنگ انداخته بودند كه حتی عالمان و فقيهان هم آرزوي داشتن يك لحظه از حالات معنوي آنها را داشتند.
به گزارش «تابناک»، اين نوجوان و جوانان شهيد همان هايي هستند كه در مسیر رسیدن به معشوق ابدی، با ابزار تقواي الهي ره صد ساله را يك شبه پيمودند و رسیدند به جایی که امروز برای بسیاری از ما دست نیافتنی می نماید.
خواندن بخشي از يادداشت هاي يك شهيد شانزده ساله به نقل از وبلاگ ياد لاله ها شاید برای لحظاتی ما را به فکر فرو برد که کجاییم و چه می کنیم:
راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده، می نویسد: در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود.
گناهان یک روز او عبارت بودند از:
• سجده نماز ظهر طولانی نبود.
• زیاد خندیدم.
• هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.
راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم... !
منبع : نیک صالحی
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه، 17 بهمن 1389 ، 10:46:43
تعداد دفعات بازدید : 161
- داستان این مادر و پسر قلب و روح را به چا …
- اشتباه زیرکانه ملا نصر الدین
- شاخص اقتصادي از ديدگاه شاه عباس
- چرا ملانصرالدین ازدواج نکرد؟
- قصه تکراری ما
- داستان : اگر می اندیشی عقابی . . .
- آیا «اصالت ذاتی» بهتر است، یا «تربیت خان …
- راننده تاکسی و اختلاس 3000 میلیاردی !!!
- عشق واقعی - داستان
- طلب بخشش به سبک بچه زرنگ ها












