جدیدترین مطالب سایت
محبوب ترین مطالب 48 ساعت گذشته
- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها جدید
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم جدید
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید ! جدید
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟ جدید
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد جدید
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
هنوز چند کوچه و خيابان تا رسيدن به خانه فاصله داشت که ديگر از نور و روشنايي برق خبري نبود. فقط نور چراغ اتومبيل ها و برخي موتورسيکلت ها بود که مسير رفت و آمد مردم را روشن مي کرد. اول کوچه که رسيد، خداحافظي کرد و از موتور دوستش پياده شد.
کوچه تاريک بود.دوستش بايد مي رفت، اما لحظه اي توقف کرد.سر موتور را به سمت داخل کوچه برگرداند.مسير حرکت او تا رسيدن به خانه روشن شد. آن قدر که خيلي راحت همه جا را مي ديد. وقتي کليد انداخت تا در را باز کند، زير لب تنها يک جمله بيشتر نگفت:
“الهي خدا قبر برادرت را نوراني کند.”
آن که سوار بر موتور بود اين جمله رانشنيد، اما خداي مهربان که دنبال بهانه براي عطا و بخشش مي گردد، اين درخواست بنده اش را که براي بنده ديگري بود، …..
راستي که در دل تاريک آن شب، نور چراغ موتورسيکلت تا کجاها را روشن ساخت.
موضوع مطب : داستــــــان »
تاریخ ارسال مطلب : دو شنبه، 7 دی 1388 ، 00:00:00
تعداد دفعات بازدید : 288
هنوز چند کوچه و خيابان تا رسيدن به خانه فاصله داشت که ديگر از نور و روشنايي برق خبري نبود. فقط نور چراغ اتومبيل ها و برخي موتورسيکلت ها بود که مسير رفت و آمد مردم را روشن مي کرد. اول کوچه که رسيد، خدا …
هنوز چند کوچه و خيابان تا رسيدن به خانه فاصله داشت که ديگر از نور و روشنايي برق خبري نبود. فقط نور چراغ اتومبيل ها و برخي موتورسيکلت ها بود که مسير رفت و آمد مردم را روشن مي کرد. اول کوچه که رسيد، خداحافظي کرد و از موتور دوستش پياده شد.
کوچه تاريک بود.دوستش بايد مي رفت، اما لحظه اي توقف کرد.سر موتور را به سمت داخل کوچه برگرداند.مسير حرکت او تا رسيدن به خانه روشن شد. آن قدر که خيلي راحت همه جا را مي ديد. وقتي کليد انداخت تا در را باز کند، زير لب تنها يک جمله بيشتر نگفت:
“الهي خدا قبر برادرت را نوراني کند.”
آن که سوار بر موتور بود اين جمله رانشنيد، اما خداي مهربان که دنبال بهانه براي عطا و بخشش مي گردد، اين درخواست بنده اش را که براي بنده ديگري بود، …..
راستي که در دل تاريک آن شب، نور چراغ موتورسيکلت تا کجاها را روشن ساخت.
تاریخ ارسال مطلب : دو شنبه، 7 دی 1388 ، 00:00:00
تعداد دفعات بازدید : 288
مطلب اخیر مرتبط
- داستان این مادر و پسر قلب و روح را به چا …
- اشتباه زیرکانه ملا نصر الدین
- شاخص اقتصادي از ديدگاه شاه عباس
- چرا ملانصرالدین ازدواج نکرد؟
- قصه تکراری ما
- داستان : اگر می اندیشی عقابی . . .
- آیا «اصالت ذاتی» بهتر است، یا «تربیت خان …
- راننده تاکسی و اختلاس 3000 میلیاردی !!!
- عشق واقعی - داستان
- طلب بخشش به سبک بچه زرنگ ها
مطلب محبوب در 48 ساعت گذشته مرتبط
- این مطلب فاقد تگ می باشد .
دانلود بازی -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
کاهش وزن و تناسب اندام -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
محل لینک شما -
مرکز تبلیغات ایران -
افزایش قد -
کیان سنتر - فروش اینترنتی -
پزشکی -
تفریحی و سرگرمی فافان -
گیگادانلود|دانلود رایگان -
ایران گویا -












