- اعتراض شديد دنيزلي به کارشکني عربستانيها جدید
- پرويز مظلومي: استعفا نميدهم جدید
- با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید ! جدید
- چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟ جدید
- دستگیری مردی که 10 سال به دخترش تجاوز می کرد جدید
- عجایبی که فقط در ایران می توان دید
- هتلی زیبا در اعماق دریا در دبی /عکس
- خطای دید باور نکردنی!
- این جواهرات خوردنی هستند
- عکس هایی از درب خانه حضرت فاطمه زهرا(س)
مجموعه «هرازگاهي بنشين» نخستين اثر فريبا منتظر ظهور، به نوعي نمايشي از نگاه جستوجوگرانه و موشكاف نويسنده است؛ نگاهي كه گاه بهدنبال موضوع و گاه بهدنبال چيستي و چرايي مضامين است.در واقع، اين ا
مجموعه «هرازگاهي بنشين» نخستين اثر فريبا منتظر ظهور، به نوعي نمايشي از نگاه جستوجوگرانه و موشكاف نويسنده است؛ نگاهي كه گاه بهدنبال موضوع و گاه بهدنبال چيستي و چرايي مضامين است.
در واقع، اين اثر، وامدار تفكرات نويسنده پيرامون آنچيزي است كه در اطرافش ميبيند و از اينرو اثري است با داستانهايي واقعيت محور و اجتماعي كه اگر با جسارت بيشتري نوشته ميشدند، تصويري كاملتر بهدست ميدادند.
ويژگي ديگر اين آثار آن است كه در آنها با نگاهي متفاوتتر به زن نگريسته شدهاست؛ زنهاي هرازگاهي بنشين، از زير سقف و از ميان چارديواري و آشپزخانه بيرون آمدهاند و وارد اجتماع شدهاند. اين زنها دختران مادراني سنتي، و مادران دختراني خواهان تحول هستند؛ از همينرو، آنها در مرحلهاي ازگذار به سر ميبرند؛ مرحلهاي كه در آن به ناچار به نقد سنتها ميپردازند و براي همين اين زنها اغلب خسته و درمانده و سرشار از پرسش هستند.
و دقيقا به همين دليل است كه گمان ميكنم نويسنده ميبايست جسارتي بيشتر از آنچه به كار برده، براي ورود به ذهن و زندگي زنها از خود نشان ميداد. بايد احساسات و درونيات اين زنها را بيشتر از آنچه كاويده، ميكاويد و از هيچچيزي به سادگي نميگذشت. اين زنها در شرايط پر اهميتي قرار گرفتهاند؛ آنها ميتوانند بستر ساز تحولي عظيم در موقعيت زن در حال، در آينده و در اجتماع باشند؛ چون اينطور خواستهاند و چون چيزي در آنها هست كه در فكر و انديشه زنان قبلتر از آنها نبوده است.
اين كم جسارتي نويسنده يك جاهايي دست ما را بهعنوان خواننده بستهاست. بهعنوان مثال در داستان «بهدنبال خورشيد»، ما با زني مواجهيم كه موقعيت خاصي به لحاظ فعاليت در اجتماع دارد، اين زن همراه مرد همكارش به يك سفر كاري ميرود. آنچه در داستان روايت ميشود، شرحماوقع اين سفر است، تنها؛ حال آنكه بهعنوان مخاطب مايليم چيزهاي بيشتري از اين زن بدانيم؛ چرا كه او در واقع، تصوير جمعيتي از زناني است كه در شرايط او تلاش ميكنند تا برابر و دوشادوش مرد فعاليت كنند. در عين حالي كه معلوم است كه نويسنده كوشيده تا در خلال آنچه روايت ميكند، به اين پرسش مهم برسد، كه اين قبيل زنها چه بهايي را در برابر اين هدف مهم ميپردازند.
اين زناني كه خواه، ناخواه، در خانه، مسئوليتهاي ديگري دارند و مادر و همسر هستند. بنابر آنچه ذكر شد، داستانها در حقيقت انعكاسي از موقعيت زن در جامعه هستند؛ زناني كه به نسبت يك دهه قبل، كمتر در خانه و بيشتر در اجتماع، حضور دارند و ميخواهند جايگاه خودشان را در چنين فضايي پيدا كنند. آنها ميخواهند بدانند كه درواقع كجا ايستادهاند؟ و نكته پر اهميت در برابر چنين درونمايهاي در اين اثر، آن است كه اين زنها هرگز در تضاد و دشمني با مردهاي داستان قرار نميگيرند. اين البته هم خوب است؛ هم بد.
اين عدمتقابل در يكجاهايي هم نامناسب قرار گرفته است؛ چون اين خطر وجود داشته و تقريبا اين اتفاق افتاده كه مردهاي داستانها خنثي و بياثر هستند. و در واقع منشأ هيچ اثري نيستند. اين در حالي است كه در واقعيت اينطور نيست. به هرحال، زن و مرد متأثر از هم هستند. و از آنجا كه شخصيتپردازي در داستانها در يكجاهايي سطحيتر صورت گرفته، اين بيتأثيري و انفعال را حتي در رابطه با فرزندان هم ميبينيم. البته آنچه گفتم مربوط به داستان «دستهايش» نميشود؛ چون در آن داستان همهچيز سرجاي خودش قرار ميگيرد و من بعد به آن هم خواهم پرداخت.
اغلب داستانها در نگاه اوليه و خوانش اوليه بيان خاطرههايي هستند كه با احساسات قوي و پرمايه و با لحني سرد روايت شدهاند. مثل داستان «سكوت»، «ژانتي» و «داستان تداعي».
اما در نهايت چيزي كه در اين داستانها وجود دارد و داستانها را از اين خطر، يعني خاطرهگون بودن فاصله ميدهد، انگيزش شخصيتها در مواجهه با رخدادهاست. مثل داستان تداعي كه ابتدا احساس ميكنيم با يك خاطره مواجهايم؛ خاطرهاي كه حتي بهانه روايت آنها هم چندان پررنگ و ملزوم نيست؛ اما كمكم با گريزهاي معنادار از گذشته به حال و با درآميختگي درونمايه كمرنگي از عشق با داستان، اثر به راهي ديگر ميرود و معناي ديگري پيدا ميكند. هرچند كه همچنان بر اين اعتقادم كه دليل چنين تداعي در داستان، با توجه به اينكه زيرساخت منطقي هم ندارد، بر من مشخص نيست.
با اينحال چفت و بستهاي داستان، چفت و بستهاي خيلي خوبي ميتوانست باشد، اگر بيشتر پرداخت ميشد. اين اتفاق جور ديگري در داستان ژانتي ميافتد.
در اين داستان، ما باز هم با روايت يك خاطره از زني به نام ليليك مواجه هستيم كه در نهايت رنگ و بوي انساني ميگيرد و آنچه در انتهاي داستان رخ ميدهد، به مثابه يك ضربه معنا و تأثيريگذاري عميق برجا ميگذارد.
در دلبستگي ساده است يا در داستان دستهايش كه از داستانهاي بسيار قوي اين مجموعه هستند، اين اتفاق ميافتد؛ البته به نوعي ديگر. در اين داستانها نويسنده به شيوه سيال ذهن موفق به پرداخت شخصيتها شده است. در داستان دستهايش با رفت و برگشتهاي ذهني راوي ميان حال و گذشته و با استفاده از نشانههايي مثل نقاشي كردن، تركيب رنگها، شخصيت منير و مرد نقاش، چفت و بستهايي را ايجاد ميكند كه خيلي خوب بر داستان و بر سر جاي خود، در ساختار داستان قرار ميگيرند.
بهعنوان جمعبندي، بايد گفت كه اين مجموعه، اثري است با داستانهايي واقعيتمحور اجتماعي كه از زاويه و ديد نويسنده با نگاهي متفاوت روايت شدهاند؛ كه به نقد خيلي ملايم سنتها ميپردازند و گاه حتي فراتر از آن به نقد موقعيت و خواستههاي زن در شرايط امروزي. در واقع اين داستانها از اين نظر كه نمايش زناني در مرحلهگذار هستند، با ويژگيهاي روانشناختي و اجتماعي يكسان، يكدست و منسجم هستند و از اين منظر، داستانهاي اول و آخر بهعنوان آغاز و شروع، براي چنين مجموعهاي درست در جاي خود قرار گرفتهاند.
به عبارت ديگر، «هرازگاهي بنشين» با مجموعهاي از داستانهاي واقعيتمحور و با ديدگاهي اجتماعي و همچنين با زاويه ديدي كه ويژه نويسنده اثر بوده، به نگارش درآمدهاند؛ و نويسنده در خلال اين اثر كوشيده تا سبك، زبان و نگاه خودش را پيدا كند و از اين منظر ثابت كرده كه پتانسيل و قابليت بالايي داشته و اميدوارم شاهد آثار بعدي و بهتر از ايشان باشيم.
منبع:همشهری
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه، 25 خرداد 1389 ، 00:00:00
تعداد دفعات بازدید : 94
- ويرانههايي كه ناپديد ميشوند!
- فرازهاي زندگي جومپا لاهيري
- آجري در ساختمان عشق
- ديدنشان را از دست ندهيد: اين سنگ نگاره ه …
- دوچرخهسواري در راسته نويسندگان!
- كوهي كه گِل شفا بخش پرتاب ميكند/ «ناف د …
- گفتوگو با غريبهها/ پل استر
- شعر ، «اما»ي بزرگي دارد
- لطفا ما را فيلم كنيد! / 10رماني كه قابلي …
- پنهان شدن پشت كلمات
- این مطلب فاقد تگ می باشد .












